قطب الدين الراوندي
692
سؤال و جواب فقهى ( فارسي )
حكم ( عدم تنجّس ) را فقط به چيزهاى جامد اختصاص داده و در واسطهء واحد ( در ملاقى با مايع متنجس ) نيز احتياط را لازم مىدانيم ، از آن بر كنار بوده و هيچ يك از آن تهديدات شامل حال ما نمىشود . پس سخنى كه جدّم فقيهم شيخ اكبر ( جعفر كاشف الغطاء ) آن را از فيض كاشانى نقل كرده اين است كه شستن آنچه با عين نجاست ملاقات كند واجب است ؛ اما اگر عين نجاست از چيزى - به وسيله مسح كردن - بر طرف شود ، شستن آنچه با آن متنجس ملاقات كند لازم نيست . وى قبل از نقل سخن فيض از نظريهء او - كه طهارت ملاقى ملاقى پس از بر طرف شدن عين نجاست به وسيلهء مسح مىباشد - به خدا پناه برده است ، ولى اين استعاذه ، طهارت در صورت تعدد واسطه را ( كه نظر ماست ) در بر نمىگيرد . سخن فيض همان گفتار سيدمرتضى و شيخ طوسى در باب ملاقى است كه گفتهاند چيزهاى نجس را مىتوان با آب مضاف پاك كرد . فقيه يگانه ( شيخ حسن كاشف الغطاء ) فرزند شيخ اكبر نيز در كتاب انوار الفقاهه فرموده است : اگر كلام فيض عام باشد و متنجّس مايع و جامد را منجّس نداند خلاف ضرورت مسلمين است . اما اين سخن شامل كسى كه حكم ( عدم تنجيس متنجّس ) را مخصوص جامد بداند ( ما فقها متنجّس مايع را منجّس مىدانيم ) نمىشود . خلاصه اين كه من كسى را از فقيهان قبل از زمان شهيد ثانى نيافتم كه به تنجيس متنجس جامد تصريح كرده باشد . و اگر بخواهى خودت نيز مىتوانى به جستجو بپردازى ، ولى مطمئنم نه كسى را پيدا مىكنى كه صريحاً به تنجيس متنجّس جامد - با چند واسطه - حكم كرده باشد و نه روايتى را مىيابى كه بر آن دلالت نمايد ، چون روايات نيز همچون كلمات اصحاب تنها تنجيس متنجس مايع را بيان كردهاند . البته اگر در روايات يا كلمات اصحاب هم اطلاقى وجود داشته باشد بدون شك نمىتوان به آن